بی مصرف

خواستم چیزی بنویسم ... بیفایده بود .

مثل این است که سالها " محمد نوری زاد "  تزریق نکرده ام

و همان چهره هميشگی که هيچوقت هيچکس هيچ چيز از آن نمی فهمد...

حس میکنم در حد کهنهء حیضی مطرود بی مصرف شده ام !

بالاخره اين کثافت شسته می شود از روی شهر .

اگر اعتقاد داريد،‌ يک فاتحه بخوانيد. و گرنه... بماند...

 

/ 18 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
تولد دوباره

سلام....در جواب (عشق مثل کشک و دوغه)....بستگی داره چه عشقی باشه.....منظور من عشق به خالق بوده ....نظری درباره ی عشق بشری ندارم....اون حتماً از نظر تو از نوع کشک و دوغه

تولد دوباره(به بدون نام)

با اجازه صاحبخونه ...فکر می کنم علی به خاطر شما نمی نويسه که حالا به امر تو در بلاگو ببنده....برای دلش می نويسه ....همين وبس

خودم

توضيح به « تولد دوباره » : ظاهرا سوتفاهم از حرفهای من تمامی ندارد واضحش ميکنم حرفم رو : « خب طبيعيست به پايان برسد ! عشقهايی که سر پيچ خيابان برسد » ما بقی عشقها مقدس و پاکند. عشقهای دروغین و نافرجام و بد عاقبت و شوم مثل کشک و دوغند . موفق باشيد. راستی غزلتون از نظر وزنی اشکالاتی هم دارد . غزل من رو اگه خونده باشيد ميبينيد که قد و وزنش ميزان است

خودم

که البته اگه گفتم عشق مثل کشک و دوغه چون از اين نوعش اونقدر زياد شده امروزه که ديگه نيازی نديدم صفات توضيحی بهش اضافه کنم .

تولد دوباره

سلام.....من ادعايی بر شاعری ندارم....و می دونم نه فقط وزن و قافيه درستی ندارن ...بلکه شعر هم نيستن....فقط دلنوشته هايی هستند ....اگه کسی در اصلاحش ياريم کنه ممنون می شم ضمناً برای رفع سؤتفاهم بيان خیلی مهمه.....چون من اصلاً راجع به عشق خيابانی يا کلاً عشق بشری حرف نزدم

خودم

من ميتونم غزل شما رو اصلاح کنم اما ديگه غزل شما نميشه ميشه شعر خودم . در هر صورت مرمت ميکنم و براتون مينويسم . درسته شما در مورد عشق به پروردگار نوشتيد . البته برای شروع شعر خوبی بود . من هم ادعايی ندارم .

اگه واسه دلش مينويسه بره تو دفترش بنويسه نه اينکه تو وبلاگ فضای رايگان پرشينبلاگ رو اشغال کنه و چرت و پرت بنويسه و افراد ساده ای مثل تو هم چرنديات اين ميمون رو بخونن

خودم

اگه چرند مينويسم اگه ميمون هستم اگه چرت و پرت مينويسم اگه فضای رايگان پرشين بلاگ رو اشغال کردم ؛ آقا يا خانم بدون نام من که جای شما رو تنگ نکردم . متمنی است اينجا تشريف فرما نشويد تا خاطرتان از من کمترين آزرده نگردد . با تشکر فراوان

فرهاد

قدر قلم خوب و توانات رو بدون و قدر زندگی رو هم بيشتر بدون... ببخش که دير نظر دادم... سر زده بودم قبلاْ... التماس دعا برادر!

هستی

سلام! متنت اگرچه تنده اما جالبه! البته به نظر من.