ایمیل وارده ...نسل من نسل دوم

اشاره : نزدیک به ده روز پیش ایمیلی خطاب به وبلاگ ارسال شد

خانم م که خود را نسل دومی و  هم نسل من و ساکن یکی از کشورهای اروپا معرفی کرده است

 با ارسال یادداشتی خواهان انتشار آن در وبلاگ شده بود . از آنجایی که کیفیت دستنوشته اسکن

شده مطلوب نبود . مجبور به تایپ کلمه به کلمه آن شدم .

بدون هیچگونه موافقت و مخالفتی و تنها به درخواست ایشان عین متن را در زیر می آورم :

« سلام بر نسل من

میدونی سر نسل من و تو چی اومد ؟ آره با تو هستم و با شما ;  با شما که تو  ؟؟ این مطلب رو بخونی یا نخونی .ولی این قسمتی از گذشته و حال من و تو هست . البته از دیدگاه من بهتره بخونی و نظر هم  حتما بدی .

تا اومدیم چشم وا کنیم دنیای اطراف رو ببینیم گفتن انقلاب شده . یادمه انقلاب با خودش یه پرده آورد و خیلیها رفتن اون طرف این پرده . قبلا هم این پرده بود ولی نه به این بزرگی و ...

اونها که رفتن پشت این پرده هر روز با بقیه مردم غریبه تر شدن . فقط به دنبال زشتیها بودن . حرام ها و ترسوندن مردم از خدا .یکدفعه دیدیم همه چیز حرام شد و هر کسی به گفته افراد پشت پرده گوش نمیکرد کافر بود . مجازاتش اعدام و سنگسار .عده ای هم حاضر نشدن به هیچ قیمتی به پشت پرده بروند .

دو گروه شدن و هر گروه تو راه خودشون شاید ؟! موفق ؟!

ولی ما بذار از خودمون بگیم .ماها که نصفون مال این طرف پرده بود و نصفمون آنسوی پرده .

تو این اجتماع پشت پرده ای ها حاضر نبودن اونطرف پرده رو ببینن و آنسوی پرده ای ها هم نمیتونستن پشت پرده رو ببینند .  اما این وسط عده ای جرات به خرج دادند و حاضر شدند آنسوی پرده رو ببینند  و عده ای هم از پشت پرده حاضر شدند  آنسوی پرده را ببینند .

این اجتماع تشکیل دهنده من و تو هستند . ما که جرات به خرج دادیم و به طرف دیگر هم نگاه انداختیم و شاید این باعث شد من و تو بسوزیم !

شاید شروع این جمله که میگن نسل من و تو سوخت از اینجا شروع شد .

درست مثل زمانی که میوه ممنوعه خورده شد .

مطلب من ادامه دارد اگه دوست داشتید بقیه رو هم ارسال میکنم »

یکی از کلمات متن اسکن شده را نتونستم بخونم که جای آن را با علامت سوال پر کردم

/ 14 نظر / 21 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حامد

چیز خاصی از این ایمیل نفهمیدم

بهار

هي فلاني زندگي شايد همين باشد! يک فريب ساده و کوچک. آن هم از دست عزيزي که تو دنيا را جز براي او و جز با او نمي خواهي. من گمانم زندگي بايد همين باشد ... زخم خوردن آن هم از دست عزيزي که برايت هيچ کس چون او گرامي نيست بي گمان بايد همين باشد ...

حرومزاده کامنتای من را پاک کردی پوزتو به خاک ميمالم آشغال حرومزاده سند بيچارگيتو با پاک کردن امضا کردی اين کامنتو پاکن کنی میکشمت حرومزاده

سگ عزيز خر کثيف

علی آقا به روز شديم . اما وبلاگ ما اصلا خواننده نداره انگار آدمها ما رو دوست ندارند

سگ عزيز خر کثيف

راستی اگه اجازه بدين يه پاچه از اين بی نام بگيرم به خر هم ميگم يه جفتک به اين حيوان آدم نما بزنه هر چی باشه ما بهتر از پس حيوونا بر مياييم

سگ عزیز خر کثیف

علی آقا مگه نگفته بودی خودتون يه روز يه سگ شيانلو ژرمن شپهرد داشتيد به نام چيتا پس چرا ديگه منو دوست نداريد

ZeYnAb

آره سوختن نسل ما از همينجا شروع ميشه. از انقلابی که...ولش کن! حرف برای زدن زياده اما شايد جاش اينجا نباشه! پس مثل هميشه سکوت ميکنم.

سعيد

اااا علی تو هم شيانلو باز بودی عشقی دوست دارم مواظب داش علی باش

عليرضا عليفر

قضاوت نا عادلانه ای است . بحث جانبدارانه و يک سويه مطرح شده است. نيکبخت باشی خدانگهدار

عبدالفاطمه

لااله الا الله هيهات به خون هايي كه داديم تا همين جا اعتبار داشت!؟ عجبا! من از طبقه بندي نسل ها چيزي نمي دونم زمان و زمانه... عجب روزگاري شده يادش به خير ما رو باش كه هنوز با يه نگاه قاب شده پشت قاب عكس زنديگ مي كنيم ! ولي من حاضر نيستم اين نگاه سبز عزيزم رو با يه دنيا و اون ور پرده ي اون آدماي اون ور دنيا عوض كنم! برادر! فقط خدا.... يازهرا)س( اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجّل فرجهم و ايّد قائدنا الخامنه اي