عزاي عمومی

حضرت آیت الله شيخ ميرزا جواد تبريزي دامت برکاته مدظله العالی درگذشت !

آقای نویسنده  تو رو خدا به القاب کامیونی فوق  گیر نده !

حتما اساس فلسفه ی مقدسات  همین القاب فوق بشری است !

چشم گیر نمیدهم !

اما خداوندا تو خود ذره ای شعور به من عطا فرما تا مصدر وجودی این القاب را درک کنم!

راستی خدایا تو چقدر نازی که تنها در یک  واژه میشکفی : « الله »

نه حضرت داری و نه دامت و برکات و نه  سایهء عالی ! تو فقط همان « خدایی » .

خدایا من از نشانی مردان خوب تو میپرسم ؟

اینروزها تمام کدها و آدرسهای وارده به سمت شهر مقدس قم( ! ) آلارم میزنند !

چقدر رفته ایم و فی سبیل مانده ! چقدر هم مانده ایم و مهجور!

بیش از قرنی است که برای کتاب تو مکتبی ساخته اند به نام حوزه ی علمیه .

خدایا تو به من بگو تولیدات خارج اصول فقه و اجتهاد  چیست ؟

بگذار خودم بگویم . زبان را که از کامم نگرفته ای :

توضیح المسائل ... مرجع تقلید

این عمده محصول مدرسه ای است به نام حوزهء علمیه !

خیلی خوب . آفرین و صد آفرین

اما

من شنیده ام که اجداد ما مسلمان بوده اند . همگی نماز صبح را دو رکعت میخواندند. ۳۰ روز روزه

میگرفتند . حج فرع سوم  فروع دینشان بوده است . خمس به یک پنجم مالشان تعلق میگرفت

و ...............

اما همچنان حوزه ی پر مکاشفه ی مزبور به کشفیات فوق مدرن خود ادامه میدهد !

تو فکر کن !

قرنها در پستو و حجره ای بنشینی و بر سر زید و عمر چانه بزنی و آخرش بشوی مجتهد و  تولید کنی:

۱۰ چیز است که روزه را باطل میکند !

باز هم تو فکر کن :

دگرگونیهای دنیای پیرامون خود را از صد و پنجاه سال پیش تا کنون .

من توضیح واضحات نمیدهم . تو خود اینها را فکر کن ....

اما حوزه ی همچنان مقدس علمیه ی قم هنوز هم تمرین احکام معلومه را میکند !!!

خدایا من و امثال من چقدر سوال بیجواب داریم !

صدای ساز از سیما حلال ! تصویر ساز حرام ! ؟ ...

 بی خیال...

خدایا در یکی از روزهای تو دکتر محمود حسابی  درگذشت .

پرفسوری که دنیای علم را به تسخیر کشید.

اما برای درگذشت پدر علم و دانش ایران حتی یک دقیقه هم عزای عمومی اعلام نشد !!

حتی یک دقیقه !

میپرسید چرا ؟

خواهم گفت : برای آنکه در این مملکت اسلامی مقدس به کسی میگویند که نان از بیت المال صرف

کند و بعد از قرنها به من و تو بیاموزد که : غسل بر چند چیز واجب است !!

باز هم بی خیال ...

اینروزها تمام اخبار رسانه ای به پخش مراسم تشییع و بزرگداشت حضرت آیت الله شيخ ميرزا جواد

 تبريزي دامت برکاته مدظله العالی معطوف است !

لاجرم من و تو نیز در این عزای عمومی اعلام شده شراکت مندیم .

/ 40 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
خودم

جناب آقای مدير محترم پارسی بلاگ ) نظر و شناخت شما هم در مورد صفات خدا سطحی و ضعیف و پایین است ! چنان گفته اید که : « رساله بخش بسیار کوچکی است از عملکرد حوزه ها» هر کس نداند فکر میکند تولیدات حوزه ها ساخت آیسی است یا سی پی یو ! لطفا آن عملکرد بسیار بزرگ را که من درک و فهمم از آن به قول شما پایین ضعیف است را تشریح کنید . 4) من فقط غسلش رو ندیدم . نیازی هم نیست و نبود که احکام رساله را در وبلاگ کپی پیست کنم ! احکام تجارت و اقتصاد احکامی معلوم و روشن است . امیدوارم در پارسی بلاگ نیز به همان احکام مورد نظر عمل شود !

خودم

جناب آقای مدير محترم پارسی بلاگ این جمله ی کودکانه و البته کنایه آمیز و موهن شما مرا از مدیریت محترم پارسی بلاگ نا امید ساخت : « خود شما فرزند پدرومادری هستی که با همين زيد و عمرها در گوشه حجره٬ به همديگه محرم شده اند و شما را حلال زاده به دنيا آورده اند.» ببخشید من نمیدانستم فرزندان آدم تا قبل از تاسیس حوزهء علمیه همگی حرام زاده بوده اند ! حتما فلسفهء ازدواج و محرمیت هم از مکاشفات حوزهء دوست داشتنی شماست ! جعل همه چیز دیده بودیم الا جعل احکام خداوندی و نبوی ! بابا بی خیال ما رو گرفتی برادر !!! 5) هم منصف هستم هم حق گرا اما اشتباه میکنم و دچار مشکلات فراوان نیز هستم نه سطحی تحلیل کردم و نه سبک ! گناه من و امثال من نزد شما این است که به بعضی باورهای پوسیده اعتقاد نداریم و معترضیم . شما که توی خط هستید طاقت خط شکن را نیز داشته باشید .

خودم

سوزنبان . يک زن و س.مم . فکر ميکنم پاسخ شما در لا به لای کامنتهای قبلی موجود هست . اگر نيست بگوييد پاسخگو هستم

خودم

جناب طلبهء دانا . با بيسیم واکی تا کی مياييی که از شنگول و منگول جمهوری خريدی ؟

سيد محمدرضا فخری

سلام. درمورد ذات احديت، کمال فهم، اظهار نافهمي است.پيامبر فرمودند : ما عرفناک حق معرفتک. آن بزرگ بي شک خدا راشناخته٬ اما نه تا انتها. ما چه بگوئيم؟ خوش به حال هرکي بيشتر اونو ميشناسه و خوش به حال شما. درباره ازدواج، هر گروه و طايفه اي بر طبق قوانين داخلي خودشان عمل کنند حلال زاده خواهند بود، من و شما هم چون مسلمانيم، بايستي طبق قواعد دين خودمان عمل کنيم و کيفيت انجام آن را رساله ها تعيين مي کنند. اگر بخاطر اين جمله از من رنجيديد٬ معذرت ميخوام٬ قصدي نداشتم.

سيد محمدرضا فخری

اما، گفته ايد گناه شما و امثال شما ازديد من : پس بدانيد که به نظر من شما و امثال شما گناهي نداريد، فقط بدون کسب و دراختيار داشتن اطلاعات لازم و کافي اقدام به نقد و تحليل ميکنيد و درنتيجه منصفانه و دقيق از کار در نمي آيد. همين. چطور شما به خودتان اجازه نمي دهيد به يک پزشک جراح بگوئيد روشهاي تو پوسيده است و يا به يک مهندس معمار، چون ميدانيد که در آن زمينه تخصص نداريد، اما نوبت به دين و اعتقاد که شد، به خود حق ميدهيد تا بيخ و بن آن را بکاويد؟ اين مرجع تقليدي که مرحوم شدند شايد بيش از ۵۰ سال فقط تخصص علمي کسب کرده بودند. شما قبول نداريد که بايد به تخصص احترام گذاشت؟ واقعاً فکر ميکنيد صدها هزار آدم قرنهاست که در حوزه ها دارند به افکار پوسيده مي پردازند وشما و امثال شما کاشف اين واقعيت شده ايد؟ شما طوري برخورد مي کنيد که انگار با يه عده آدم عقب افتاده ذهني طرف شده ايد که دارند دور خودشون ميچرخند. اگر اينطور است، حتما سري به حوزه ها بزنيد تا بهتر ببينيد.

سيد محمدرضا فخری

از شما ميخواهم اگر خواهان نقد دين و اعتقادات و پوسيده بودن بعضي از آنها هستيد٬ بسيار خوب، اين حق شماست، اما روش شما درست نيست. بايستي اول شناخت بيشتري از حوزه و متدهاي آن بدست بياوريد. حوزه قطعاً اشکالاتي در بخشهاي متعدد دارد، اما قطعاً اينهائي نيست که شما گفته ايد. به اين بي دروپيکري هم نيست. ضمنا من نه روحاني هستم و نه حوزوي. اينها نظرشخصي من است و آنچه که خود شخصاً به آن رسيده ام. موفق باشيد.

مهدی

ای دی من اسم و فامیل به انگلیسی پشت سر هم

« مهروی گذشته ها »

و حرف هایی هست برای نگفتن ... و من اکنون با تمام وجود رسیده ام به آغاز چنین حرف هایی ... ای گوش هایی که گفتن های کلمه دار مرا هم نمی شنیدی و نمی شناختی ! پس از این جز سکوت ، سخنی نخواهم گفت . و ای چشم هایی که حتی صفحات سیاه کرده ام را هم نمی خواندی ! پس از این جز سطور سپید ، نخواهم نوشت . ... صدای حرف های ناگفته را آوای نیازهای بنهفته را و زمزمه ی جویبارهای مرموزی را که در صحرای روح خسته و بشکسته ام روانند و " ترنم " صدها ترانه بر لب دارند نمی توانی شنید مگر زمانی که سر بر بالین سینه ی بی جانم گذاری . چقدر غریبم من این جا ... چقدر غریبم... . ... سازی شکسته هستم و بی تار و پود و باز ... .

سوزن بان

اگر يک روز بفهمی اين تحليل هايی که داری اشتباه بوده آن وقت چه قضاوتی درباره خودت خواهی داشت؟ بالاخره اين احتمال که وجود دارد.