آبجی

سر درد دلم که باز می شود  انگار ابرهای سیاه دلم خیال طوفان نوح به سرشان میزند .

گفتم : ای ای ای علی ننویس . خدا به دو تن گوش شنوا نداد یکی تو , دیگری را بی خیال !

از اینجا شروع میکنم : « یه روز یه بنده خدایی توی چت برگشت گفت : آیدی تو عوض کن ! تو تنها

کسی رو که نداری خداست . »

این گفتار شنیدار گشت و : همون روزها بود که آیدی : «خدایا فقط تو را دارم» رو فی الفور بستم .

عنوان وبلاگ رو هم از اون بالا به زیر کشیدم و به تمام آنچه که فکر کردم نیستم خاتمه دادم .

اینها هیچکدام سواد نمیخواست .شجاعت میخواست . همان چیز که خیلی ها ندارند .

میخواهم کمی جوالدوز بزنم . بی معرفت نیستم . سوزن بالا را ببینی با من هم عقیده میشوی :

از وقتی که خداوند واژه ی مولتی کاربرد (!) « آبجی » را آفرید تحولی عظیم در بخش امور ارتباطات

یاهو مسنجر رقم خورد . این جهش ناشی از آن بود که جمعی از جماعت ذکور تمام جماعت نسوان

را به آبجی خواندگی خواندند.

 به ! چه خوب .

 مسلما ملای خوش مصرف حوزه ی علمیه ی ما را نیز از این سالم سازی روابط خوش  آید.

اما قصه چیز دیگری است برادر :

قصه را بی خیال !

نظریه :

میشود بنر وبلاگ سهم عریانی از « جنیفر » باشد اما آدم بود .

نیز میشود تصویر گنبد و بارگاه معصوم را علم کرد و حیوان شد .

میشود فرزند حرام زاده بود و حلال نوشت .

میشود از ملا زاده شوی و حرام بزایی !

میشود « دختر باز » بود و  با دختر بازی نکرد .

میتوان با « آبجی » دختر بازی کرد !

میشود با بوی گند سیگار و مشروب نئشه شد و بوی گند نگرفت .

میتوان با عطر اسفند زیر بیرق حسین(ع) سینه زد , اما گندید !

میشود هم این پست را بی خیال شد و به همین اشاره اکتفا کرد ...

/ 24 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بهار

من و همين آقا فرهادی که اينا رو اينجا نوشته ۴ساله باهم خواهر و برادريم!!! تعجب ميکنی يا نه به خودت مربوطه داداش! اما اينجوريم ميشه! ........ خوره چت نيستيم! علاف و بيکار و دائم آنلاين هم نيستيم ! .......اما گاهی به عنوان يه خواهر يا يه برادر حتی تنی(!) سنگ صبور درددل های همديگه ميشيم. البته من منظور شما رو از نوشتن اين مطلب همون روزی که نوشتی درک کردم و برای همين هم اعتراضی بهش نکردم .اما اينا رو گفتم تا اين آقا فرهاد يادش نره همه خواهر برادريها هم مسخره بازی نيست! ياحق!

آزاده

سلام حالتون خوبه ؟ به من سر نميزنين؟ من اون نوشته رو خيلی دوست دارم : ما بلد نيستيم از خدا استفاده کنيم .... ميشه برام کامنت بذارينش؟

--------.........---------

سلام ميدونم وقتی اين کامنت رو بذارم ميگيد : بابا تو ديگه چقدر عقبی ولی به هر حال ادم برای هر مطلبی در ارشيوش هر موقع بايد جواب داشته باشه. من اين مطلب شما رو(نقد اقای لهراسبی) ۲ ماه پيش خونده بودم اما اون موقع به دليل مشغله زياد پيگير نشدم که چه کسی اين نقد رو نوشته... اما امروز ميخوام از شما بپرسم که شما ((چه تخصصی در موسيقی داريد ؟))و ((چه اشنايی و شناختی از قديم ايشون؟)) خيلی مهمه برام چون از کنار چنين نقد هايی دوست ندارم به سادگی بگذرم مرسی

خودم

لطفا نام و نشانی خود را بنويسيد تا برای مطلبم در آرشيو جواب داشته باشم

کيهان

اينم اسمم خانوم اميدوارم به زودی پاسخم رو بديد

....

نمی دونم چی می خوای بگی .ولی بدترين دردی که بشريت داشته وزمينش زده شعاردادن وبازی با کلمات بوده که مخصوص آدمهای باهوشه.آدمهای باهوشی که به مناصب می رسندومردم را به ساز خودشون می رقصونند.وعاقبت کار که پيداست.اما اگر حرفت اينه که ايمان ُخدا ُاعتقادوپاکی بايد توی قلب آدم رسوخ کنه وبعدها اگر به ظاهر هم اومد زهی سعادت باهات صددرصد موافقم. www.ahaimardom.persianblog.ir

کيهان

خانوم نميتونی جواب بدی الکی پست نقد نذار هرچند که اون نقد نبود....دلت خوشه........

خودم

برای کيهان : اگر لااقل يک نگاه سطحی هم به پست جاری و ماقبل و پيشترها نيز انداخته بوديد آقا را خانم آن هم با املای اشتباه خطاب نميکرديد . اين که مهم نيست اما : فکر ميکنم که خيلی واضح بود که نوشتم : « لطفا نام و نشانی خود را بنويسيد » . شما حتی بدون ذکر نشانی ایمیل و یا وبلاگ تنها با یک نام توضیح مطلب آرشیو شده را خواسته اید !! اما توضیحات بعد : ۱) من خانم نیستم ۲) خانم را خانوم نمینویسند ! ۳) راست راستکی هم پست نقد گذاشته ام ۴) اگر نقد نبود به این تناقض خود دقت کنید : « خيلی مهمه برام چون از کنار چنين نقد هايی دوست ندارم به سادگی بگذرم » !! ۵) تخصص اصلی من در موسیقی نه به درد شما نمیخورد و نه من دلیلی برای بیان آنها برای شمایی که در پاسخ «لطفا نام و نشانی خود را ذکر کنید» به مغلطه کاری پرداخته اید خواهم دید ۶) دل من که صد البته خوش است خداوند دل ناخوش شما را نیز خوش گرداند . انشا ا...

بهار

«...دل من که صد البته خوش است خداوند دل ناخوش شما را نیز خوش گرداند» ای ولله علی آقا! اصلا شما متولدين اين ماه «...» رو ساخته اند برای مناظره و مباحثه! برای همينه که ميگم آب ما دوتا با هم تو يه جوب نميره!!!( البته واضح است که بنده جوب را همان جوی ميدانم و لذا نيازی به غلط گيری شما نمي باشد!) اينا رو گفتم تا برای صدمين بار گوشزد کنم : « بابا جان! داداش من ! برادر من ! عزيز من! پاتو از کفش اين سپاهانی ها دربيار!.......والا بلله اين کارها آخر عاقبت خوشی نداره ها! به قول خودت خاطره نيمه نهايی پارسال درس نشد واستون؟! حالا از ما گفتن بود! نگی نگفتی! ..........شاد باشی جان خواهر!!!

مهدی .: دو کلمه حرف حساب :.

... علی جان. دست مريزاد اخوی. اين دفه رو هستم. خراب مرامتم. خوشم اومد ايول. حرف دل ما روهم نوشتی عزيز. خدا ترو از من نگيره که بدجوری تو یتیمی می پوکم !